پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۷

ای ماه ماهان چند ازین ای شاه شاهان چند ازین

پندت سزای بند گشت آخر نگیری پند ازین

گشتی تو سلطان از کشی تا کی بود این سرکشی

عادت مکن عاشق کشی توبه بکن یکچند ازین

با روی خوب و خوی بد از تو کسی کی برخورد

این خوی بد در تو رسد بگریز ای دلبند ازین

تا کی کنی کبر آوری چون عاقبت را بنگری

ترسم پشیمانی خوری ای یار بد پیوند ازین

اول که نامت برده‌ام صد ضربه از غم خورده‌ام

زان صد یکی نشمرده‌ام آخر شوی خرسند ازین

ای هوش و جان بی‌هشان جان و دل عاشق کشان

از جان ما چِدْهی نشان روزی اگر پرسند ازین

از جور تست اندر دعا دست سنایی بر هوا

از وی وفا از تو جفا آخر نگویی چند ازین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۹ای رشک رخ حورا آخر چه جمالست این
  2. شمارهٔ ۳۴۰خواجه سلامُ علیک، آن لب چون نوش بین
  3. شمارهٔ ۳۴۱خواجه سلام علیک آن لب چون نوش بین
  4. شمارهٔ ۳۴۲جاوید زی ای تو جان شیرین
  5. شمارهٔ ۳۴۳اسب را باز کشیدی در زین
  6. شمارهٔ ۳۴۴ای لعبت مشکین کله بگشای گوی از آن کله
  7. شمارهٔ ۳۴۵چون سخن زان زلف و رخ گویی مگو از کفر و دین
  8. شمارهٔ ۳۴۶گر نشد عاشق دو زلف یار بر رخسار او
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.