پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۰

جانا دل دشمنان حزین کن

با خود شبکی مرا قرین کن

تیغ عشرت ز باده برکش

اسب شادی به زیر زین کن

من خاتم کرده‌ام دو بازو

خود را به میان این نگین کن

تا جان من از رخت نسوزد

رخ زیر دو زلف خود دفین کن

تا عیش عدو چو زهر گردد

با ما سخنان چو انگبین کن

بی باده مباش و بی رهی هیچ

کوری همه دشمنان چنین کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۲مکن آن زلف را چو دال مکن
  2. شمارهٔ ۳۳۳ای دل ار مولای عشقی یاد سلطانی مکن
  3. شمارهٔ ۳۳۴جانا اگر چه یار دگر می‌کنی مکن
  4. شمارهٔ ۳۳۵ای نموده عاشقی بر زلف و چاک پیرهن
  5. شمارهٔ ۳۳۶صبر کم گشت و عشق روز افزون
  6. شمارهٔ ۳۳۷ای ماه ماهان چند ازین ای شاه شاهان چند ازین
  7. شمارهٔ ۳۳۸ای چون تو ندیده جم آخر چه جمالست این
  8. شمارهٔ ۳۳۹ای رشک رخ حورا آخر چه جمالست این
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.