پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۴

جانا اگر چه یار دگر می‌کنی مکن

اسباب عشق زیر و زبر می‌کنی مکن

گویی دگر کنم مگرم کار به شود

حقا که کار خویش بتر می‌کنی مکن

منمای روی خویش بهر ناسزا از آنک

خود را بگرد شهر سمر می‌کنی مکن

بر گل ز مشک ناب رقم می‌کشی مکش

هر مشک را نقاب قمر می‌کنی مکن

ای سیمتن ز عشق لب چون عقیق خود

رخسارهٔ مرا تو چو زر می‌کنی مکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۶صبر کم گشت و عشق روز افزون
  2. شمارهٔ ۳۳۷ای ماه ماهان چند ازین ای شاه شاهان چند ازین
  3. شمارهٔ ۳۳۸ای چون تو ندیده جم آخر چه جمالست این
  4. شمارهٔ ۳۳۹ای رشک رخ حورا آخر چه جمالست این
  5. شمارهٔ ۳۴۰خواجه سلامُ علیک، آن لب چون نوش بین
  6. شمارهٔ ۳۴۱خواجه سلام علیک آن لب چون نوش بین
  7. شمارهٔ ۳۴۲جاوید زی ای تو جان شیرین
  8. شمارهٔ ۳۴۳اسب را باز کشیدی در زین
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.