پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۲

خانهٔ طامات عمارت مکن

کعبهٔ آفاق زیارت مکن

نامهٔ تلبیس نهفته مخوان

جامهٔ ناموس قضاوت (قصارت) مکن

قاعدهٔ کار زمانه بدان

هر چه کنی جز به بصارت مکن

سر به خرابات خرابی در آر

صومعه را هیچ عمارت مکن

چون همه سرمایهٔ تو مفلسی‌ست

در ره افلاس تجارت مکن

چون تو مخنث شدی اندر روش

قصهٔ معراج عبارت مکن

تا نشوی در دین قلاش‌وار

خرقهٔ قلاشان غارت مکن

عمر به شادی چو سنایی گذار

کار به سستی و حقارت مکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۴جوانی کردم اندر کار جانان
  2. شمارهٔ ۳۰۵ز دست مکر وز دستان جانان
  3. شمارهٔ ۳۰۶همه جانست سر تا پای جانان
  4. شمارهٔ ۳۰۷تخم بد کردن نباید کاشتن
  5. شمارهٔ ۳۰۸نی نی به ازین باید با دوست وفا کردن
  6. شمارهٔ ۳۰۹چیست آن زلف بر آن روی پریشان کردن
  7. شمارهٔ ۳۱۰جانا ز لب آموز کنون بنده خریدن
  8. شمارهٔ ۳۱۱ای به راه عشق خوبان گام بر میخواره زن
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.