پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۹

چیست آن زلف بر آن روی پریشان کردن

طرف گلزار به زیر کله پنهان کردن

زلف را شانه زدی باز چه رسم آوردی

کفر درهم شده را پردهٔ ایمان کردن

ای گل باغ الاهی ز که آموخته‌ای

دیده‌ها را به دو رخسار گلستان کردن

خاک در دیدهٔ خورشید زدن تا کی ازین

دامن شب را از روز گریبان کردن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۱ای به راه عشق خوبان گام بر میخواره زن
  2. شمارهٔ ۳۱۲ای سنایی در ره ایمان قدم هشیار زن
  3. شمارهٔ ۳۱۳ای برادر در ره معنی قدم هشیار زن
  4. شمارهٔ ۳۱۴ای هوایی یار یک ره تو هوای یار زن
  5. شمارهٔ ۳۱۵گر رهی خواهی زدن بر پردهٔ عشاق زن
  6. شمارهٔ ۳۱۶عاشقا! قفل تجرد بر درِ آمال زن
  7. شمارهٔ ۳۱۷خیز ای بت و در کوی خرابی قدمی زن
  8. شمارهٔ ۳۱۸ای رخ تو بهار و گلشن من
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.