پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۳

ای برادر در ره معنی قدم هشیار زن

در صف آزادگان چون دم زنی بیدار زن

شو خرد را جسم ساز و عقل رعنا را بسوز

تیغ محو اندر سرای نفس استکبار زن

گردن اندر راه معنی چند گه افراشتی

تیغ معنی را کنون بر حلق دعوی دار زن

گامزن مردانه وار و بگذر از موت و حیات

از دو کون اندر گذر لبیک محرم وار زن

از لباس کفر و ایمان هر دو بیرون آی زود

نرد باری همچو ابراهیم ادهم‌وار زن

سالکان اندر سلامت اسب شادی تاختند

یک قدم اندر ملامت گر زنی بیدار زن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۵گر رهی خواهی زدن بر پردهٔ عشاق زن
  2. شمارهٔ ۳۱۶عاشقا! قفل تجرد بر درِ آمال زن
  3. شمارهٔ ۳۱۷خیز ای بت و در کوی خرابی قدمی زن
  4. شمارهٔ ۳۱۸ای رخ تو بهار و گلشن من
  5. شمارهٔ ۳۱۹ای نگار دلبر زیبای من
  6. شمارهٔ ۳۲۰گر کار به جز مستی اسکندر می من
  7. شمارهٔ ۳۲۱ای دوست ره جفا رها کن
  8. شمارهٔ ۳۲۲ایا معمار دین اول دل و دین را عمارت کن
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.