پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۲

ای سنایی در ره ایمان قدم هشیار زن

در مسلمانی قدم با مرد دعوی‌دار زن

ور تو از اخلاص خواهی تا چو زر خالص شوی

دیدهٔ اخلاص را چون طوق بر زنار زن

پی به قلاشی فرو نه فرد گرد از عین ذات

آتش قلاشی اندر ننگ و نام و عار زن

درد سوز سینه را وقت سحر بنشان ز درد

وز پی دردی قدم با مرد دردی خوار زن

عالم سفلی که او جز مرکز پرگار نیست

چون درین کوی آمدی تو پای بر پرگار زن

خانهٔ خمار اگر شد کعبه پیش چشم تو

لاف از لبیک او در خانهٔ خمار زن

ورت ملک و ملک باید پای در تحقیق نه

ورت جاه و مال باید دست در اسرار زن

ور نخواهی تا چو فرعون لعین گردی تو خوار

پس چو ابراهیم پیغمبر قدم در نار زن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۴ای هوایی یار یک ره تو هوای یار زن
  2. شمارهٔ ۳۱۵گر رهی خواهی زدن بر پردهٔ عشاق زن
  3. شمارهٔ ۳۱۶عاشقا! قفل تجرد بر درِ آمال زن
  4. شمارهٔ ۳۱۷خیز ای بت و در کوی خرابی قدمی زن
  5. شمارهٔ ۳۱۸ای رخ تو بهار و گلشن من
  6. شمارهٔ ۳۱۹ای نگار دلبر زیبای من
  7. شمارهٔ ۳۲۰گر کار به جز مستی اسکندر می من
  8. شمارهٔ ۳۲۱ای دوست ره جفا رها کن
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.