پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۹

ای نگار دلبر زیبای من

شمعِ شهرافروز شهرآرای من

جز برای دیدنت، دیده مباد

روشنایی دیدهٔ بینای من

جان و دل کردم فدای مهر تو

خاک پایت باد سر تا پای من

از همه خلقان، دلارامم تویی

ای لطیف چابک زیبای من

چون قضیب خیزران، گشتم نزار

در غمت ای خیزران بالای من

رحمت آری بر من و دستم گری

گر نیاری رحم بر من وای من

زار می‌نالم ز درد عشق زار

زان که تا تو نشنوی آوای من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۱ای دوست ره جفا رها کن
  2. شمارهٔ ۳۲۲ایا معمار دین اول دل و دین را عمارت کن
  3. شمارهٔ ۳۲۳این که فرمودت که رو با عاشقان بیداد کن
  4. شمارهٔ ۳۲۴ای باد به کوی او گذر کن
  5. شمارهٔ ۳۲۵غلاما خیز و ساقی را خبر کن
  6. شمارهٔ ۳۲۶غریب و عاشقم بر من نظر کن
  7. شمارهٔ ۳۲۷بند ترکش یک زمان ای ترک زیبا باز کن
  8. شمارهٔ ۳۲۸ساقیا برخیز و می در جام کن
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.