پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۶

غریب و عاشقم بر من نظر کن

به نزد عاشقان یک شب گذر کن

ببین آن روی زرد و چشم گریان

ز بد عهدی دل خود را خبر کن

ترا رخصت که داد ای مهر پرور

که جان عاشقان زیر و زبر کن

نه بس کاریست کشتن عاشقان را

برو فرمان بر و کار دگر کن

سنایی رفت و با خود برد هجران

تو نامش عاشق خسته جگر کن

ولیکن چون سحرگاهان بنالد

ز آه او سحرگاهان حذر کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۸ساقیا برخیز و می در جام کن
  2. شمارهٔ ۳۲۹ای شوخ دیده اسب جفا بیش زین مکن
  3. شمارهٔ ۳۳۰جانا دل دشمنان حزین کن
  4. شمارهٔ ۳۳۱چشمکان پیش من پر آب مکن
  5. شمارهٔ ۳۳۲مکن آن زلف را چو دال مکن
  6. شمارهٔ ۳۳۳ای دل ار مولای عشقی یاد سلطانی مکن
  7. شمارهٔ ۳۳۴جانا اگر چه یار دگر می‌کنی مکن
  8. شمارهٔ ۳۳۵ای نموده عاشقی بر زلف و چاک پیرهن
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.