پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۳

این که فرمودت که رو با عاشقان بیداد کن

دوستانرا رنجه دار و دشمنان را شاد کن

حسن را بنیاد افگندی چنان محکم که هست

جز «و یبقی وجه ربک» نقش را بنیاد کن

ملک حسنت چون نخواهد ماند با تو جاودان

چند ازین بیداد خواهد بود لختی داد کن

ای عمل تقدیر کرده بر تو دوران فلک

ساعتی از عزل معزولان عالم یاد کن

پیش ما گشت زمانه خرمن غم توده کرد

خرمن غمهای ما را بر بر آتش باد کن

از برای این جهان و آن جهان ای دلربای

دست آن داری به خرما را ز هجر آزاد کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۵غلاما خیز و ساقی را خبر کن
  2. شمارهٔ ۳۲۶غریب و عاشقم بر من نظر کن
  3. شمارهٔ ۳۲۷بند ترکش یک زمان ای ترک زیبا باز کن
  4. شمارهٔ ۳۲۸ساقیا برخیز و می در جام کن
  5. شمارهٔ ۳۲۹ای شوخ دیده اسب جفا بیش زین مکن
  6. شمارهٔ ۳۳۰جانا دل دشمنان حزین کن
  7. شمارهٔ ۳۳۱چشمکان پیش من پر آب مکن
  8. شمارهٔ ۳۳۲مکن آن زلف را چو دال مکن
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.