پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۲

ایا معمار دین اول دل و دین را عمارت کن

پس آنگه خیز و رندان را سحرگاهی زیارت کن

خرابات ای خراباتی به عین عقل چون دیدی

نهان از گوشه‌ای ما را به عین سر اشارت کن

بکش خط بر همه عالم ز بهر رند میخانه

زیارت رند حضرت را برو مسح و طهارت کن

جهان کفر و ایمان را ز سوز عشق بر هم زن

عیار نیک بر کف گیر و یک ساعت عبارت کن

به سیم و زر خراباتی همی با تو فرو ناید

تو با رند خراباتی به جان و دل تجارت کن

حرارت‌های نفسانی بسوزد دینت را روزی

اگر در راه دین مردی علاج این حرارت کن

ز دعوی گر کله داری سنایی را کلاهی نه

ز معنی گر زیان بینی عبارت را کفارت کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۴ای باد به کوی او گذر کن
  2. شمارهٔ ۳۲۵غلاما خیز و ساقی را خبر کن
  3. شمارهٔ ۳۲۶غریب و عاشقم بر من نظر کن
  4. شمارهٔ ۳۲۷بند ترکش یک زمان ای ترک زیبا باز کن
  5. شمارهٔ ۳۲۸ساقیا برخیز و می در جام کن
  6. شمارهٔ ۳۲۹ای شوخ دیده اسب جفا بیش زین مکن
  7. شمارهٔ ۳۳۰جانا دل دشمنان حزین کن
  8. شمارهٔ ۳۳۱چشمکان پیش من پر آب مکن
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.