پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۱

ای به راه عشق خوبان گام بر میخواره زن

نور معنی را ز دعوی در میان زنار زن

بر سر کوی خرابات از تن معشوق هست

صدهزاران بوسه بر خاک در خمار زن

قیل و قال لایجوز از کوی دل بیرون گذار

بر در همت ز هستی پس قوی مسمار زن

تا تویی با تو نیایی خویشتن رنجه مدار

بر در نادیده معنی خیمهٔ اسرار زن

نوش شهد از پیش آن در زهر قاتل بار کن

طمع از روی حقیقت پیش زهر مار زن

چون به نامحرم رسی بدروز و کافر رنگ باش

بر طراز رنگ ظاهر نام را طرار زن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۳ای برادر در ره معنی قدم هشیار زن
  2. شمارهٔ ۳۱۴ای هوایی یار یک ره تو هوای یار زن
  3. شمارهٔ ۳۱۵گر رهی خواهی زدن بر پردهٔ عشاق زن
  4. شمارهٔ ۳۱۶عاشقا! قفل تجرد بر درِ آمال زن
  5. شمارهٔ ۳۱۷خیز ای بت و در کوی خرابی قدمی زن
  6. شمارهٔ ۳۱۸ای رخ تو بهار و گلشن من
  7. شمارهٔ ۳۱۹ای نگار دلبر زیبای من
  8. شمارهٔ ۳۲۰گر کار به جز مستی اسکندر می من
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.