پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۵

گر رهی خواهی زدن بر پردهٔ عشاق زن

من نخواهم جفت را از جفت بگذر طاق زن

این سخن بگذشت از افلاک و از آفاق نیز

قصهٔ افلاک را بر تارک آفاق زن

خواجگی در خانه نه پس آب را در خاک بند

مهتری بر طاق نه پس آتش اندر طاق زن

جرعه‌ای درد صفا در ریز بر اصحاب درد

خرقه پوشان ریا را بر قفا مخراق زن

این دقیقه دید نتوان کار از آن عالی‌ترست

لاف دقاقی برو با بوعلی دقاق زن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۷خیز ای بت و در کوی خرابی قدمی زن
  2. شمارهٔ ۳۱۸ای رخ تو بهار و گلشن من
  3. شمارهٔ ۳۱۹ای نگار دلبر زیبای من
  4. شمارهٔ ۳۲۰گر کار به جز مستی اسکندر می من
  5. شمارهٔ ۳۲۱ای دوست ره جفا رها کن
  6. شمارهٔ ۳۲۲ایا معمار دین اول دل و دین را عمارت کن
  7. شمارهٔ ۳۲۳این که فرمودت که رو با عاشقان بیداد کن
  8. شمارهٔ ۳۲۴ای باد به کوی او گذر کن
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.