پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۴

ای هوایی یار یک ره تو هوای یار زن

آتشی بفروز و اندر خرمن اغیار زن

طبل از هستی خویش اندر جهان تاکی زنی

بر در هستی یکی از نیستی مسمار زن

با می تلخ مغانه دامن افلاس گیر

آز را بر روی آن قرای دعوی‌دار زن

زاهدان ار تکیه بر زهد و صیام خود کنند

تو چو مردان تکیه بر خمر و در خمار زن

دور شو از صحبت خود بر در صورت پرست

بوسه بر خاک کف پای ز خود بیزار زن

چون خوری می با حریف محرم پر درد خور

چون زنی کم با ندیم زیرک هشیار زن

گر برون هفت چرخ و چار طبع‌ست این سخن

بارگاهش هم برون از هفت و هشت و چار زن

تا تو اندر بند طبع و دهر و چرخ و کوکبی

کی بود جایز که گویی دم قلندوار زن

قیل و قال و دانش و تیمار پندار رهند

خاک بر چشم همه تیمارهٔ پندار زن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۶عاشقا! قفل تجرد بر درِ آمال زن
  2. شمارهٔ ۳۱۷خیز ای بت و در کوی خرابی قدمی زن
  3. شمارهٔ ۳۱۸ای رخ تو بهار و گلشن من
  4. شمارهٔ ۳۱۹ای نگار دلبر زیبای من
  5. شمارهٔ ۳۲۰گر کار به جز مستی اسکندر می من
  6. شمارهٔ ۳۲۱ای دوست ره جفا رها کن
  7. شمارهٔ ۳۲۲ایا معمار دین اول دل و دین را عمارت کن
  8. شمارهٔ ۳۲۳این که فرمودت که رو با عاشقان بیداد کن
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.