پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۷

تخم بد کردن نباید کاشتن

پشت بر عاشق نباید داشتن

ای صنم ار تو بخواهی بنده را

زین سپس دانی نکوتر داشتن

چند ازین آیات نخوت خواندن

چند ازین رایات عجب افراشتن

نقش چین باید ز سینه محو کرد

صورت مهر و وفا بنگاشتن

چند ازین شاخ وفاها سوختن

چند ازین تخم جفاها کاشتن

خوب نبود بر چو من بیچاره‌ای

لشکر جور و جفا بگماشتن

زشت باشد با چو من درمانده‌ای

شرط و رسم مردمی نگذاشتن

در صف رندان و قلاشان خویش

کمترین کس بایدم پنداشتن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۹چیست آن زلف بر آن روی پریشان کردن
  2. شمارهٔ ۳۱۰جانا ز لب آموز کنون بنده خریدن
  3. شمارهٔ ۳۱۱ای به راه عشق خوبان گام بر میخواره زن
  4. شمارهٔ ۳۱۲ای سنایی در ره ایمان قدم هشیار زن
  5. شمارهٔ ۳۱۳ای برادر در ره معنی قدم هشیار زن
  6. شمارهٔ ۳۱۴ای هوایی یار یک ره تو هوای یار زن
  7. شمارهٔ ۳۱۵گر رهی خواهی زدن بر پردهٔ عشاق زن
  8. شمارهٔ ۳۱۶عاشقا! قفل تجرد بر درِ آمال زن
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.