پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۳

قومی که به افلاس گراید دل ایشان

جز کوی حقیقت نبود منزل ایشان

وقتی که شود کار برایشان همه مشکل

جز باده بگو حل که کند مشکل ایشان

گر چند قدیمست خلاف گل و آتش

با آتش عشق‌ست موافق گل ایشان

با قافلهٔ مفلسی و مرحلهٔ عشق

جز بار ملامت نکشد محمل ایشان

پیدا ز صفاتست و نهانست معانی

در نفس عزیز و نفس مقبل ایشان

جز تربیت و تمشیت و صدق و صفا نیست

پیرایه و سرمایهٔ جان و دل ایشان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۵ز دست مکر وز دستان جانان
  2. شمارهٔ ۳۰۶همه جانست سر تا پای جانان
  3. شمارهٔ ۳۰۷تخم بد کردن نباید کاشتن
  4. شمارهٔ ۳۰۸نی نی به ازین باید با دوست وفا کردن
  5. شمارهٔ ۳۰۹چیست آن زلف بر آن روی پریشان کردن
  6. شمارهٔ ۳۱۰جانا ز لب آموز کنون بنده خریدن
  7. شمارهٔ ۳۱۱ای به راه عشق خوبان گام بر میخواره زن
  8. شمارهٔ ۳۱۲ای سنایی در ره ایمان قدم هشیار زن
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.