پرش به محتوای اصلی
سعیدا

سعیدا

غزلیات

۵۸۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۴۸۱ تنی چند بید لرزان و روان ساکنی دارم
  2. شمارهٔ ۴۸۲ به گرد کوی جانان های های ساکنی دارم
  3. شمارهٔ ۴۸۳ من دورم و من دورم مهجورم و مهجورم
  4. شمارهٔ ۴۸۴ از دم تیغ غم او هر نفس خون می‌خورم
  5. شمارهٔ ۴۸۵ نگیرم گوشه از راه خدنگت گر گمان باشم
  6. شمارهٔ ۴۸۶ کی جفای می و معشوقه و مهتاب کشم
  7. شمارهٔ ۴۸۷ دور از رخش چها من بیتاب می کشم
  8. شمارهٔ ۴۸۸ منت اغیار و آزار ملامت می‌کشم
  9. شمارهٔ ۴۸۹ ندارد منت بار لباس از هیچ کس دوشم
  10. شمارهٔ ۴۹۰ بنمای رو که والهٔ آن روی چون گلم
  11. شمارهٔ ۴۹۱ حال من این است غیر حال ندانم
  12. شمارهٔ ۴۹۲ از حال من مپرس [و] ندامت کشیدنم
  13. شمارهٔ ۴۹۳ باز حرف از ناز خوبان می زنم
  14. شمارهٔ ۴۹۴ به هر چمن که وصال تو را خیال کنم
  15. شمارهٔ ۴۹۵ به یاد روی تو خورشید را نظاره کنم
  16. شمارهٔ ۴۹۶ من نه آنم که زنم ساز و به خود گریه کنم
  17. شمارهٔ ۴۹۷ گاه چون ظاهرپرستانش عبادت می‌کنم
  18. شمارهٔ ۴۹۸ همچو گل راز درون خود نمایان می‌کنم
  19. شمارهٔ ۴۹۹ با بتان من عشقبازی می کنم
  20. شمارهٔ ۵۰۰ می سزد گر کله خویش به سر کج بینم
  21. شمارهٔ ۵۰۱ نفع، آن است که من نافع خود می بینم
  22. شمارهٔ ۵۰۲ من نه این آب روان از لب جو می بینم
  23. شمارهٔ ۵۰۳ من ز جا از سخن جنت مأوا نروم
  24. شمارهٔ ۵۰۴ دامان دل ز گرد هوس چیده می روم
  25. شمارهٔ ۵۰۵ از پریشانی نه سرگردان چو کاکل می‌شوم
  26. شمارهٔ ۵۰۶ گر کمر زرین و یا زر در کمر بربسته ایم
  27. شمارهٔ ۵۰۷ نی چو اهل دور ما هم ناسپاس افتاده ایم
  28. شمارهٔ ۵۰۸ عالم تمام یک نظر است و ندیده ایم
  29. شمارهٔ ۵۰۹ عزلت گزیده ایم به عزت رسیده ایم
  30. شمارهٔ ۵۱۰ اول چو داغ بر سر دردی رسیده ایم
  31. شمارهٔ ۵۱۱ ناخورده شراب ناب مستیم
  32. شمارهٔ ۵۱۲ خرقه پوشانیم ما در قید عالم نیستیم
  33. شمارهٔ ۵۱۳ خویش را بر صف مژگان تو مستانه زدیم
  34. شمارهٔ ۵۱۴ گاه روباه گهی شیر و گهی خرگوشیم
  35. شمارهٔ ۵۱۵ خیرالامور اوسط اولاد آدمیم
  36. شمارهٔ ۵۱۶ ما به کوی یار نالان می رویم
  37. شمارهٔ ۵۱۷ منم نادان تو دانایی چه گویم
  38. شمارهٔ ۵۱۸ به روی سینه سیل اشک باز از دیده برگردان
  39. شمارهٔ ۵۱۹ چه سرها از یقین شد گوی در میدان درویشان
  40. شمارهٔ ۵۲۰ چگونه کس کند آرام در سرای جهان
  41. شمارهٔ ۵۲۱ بیفتی گر ز پا در راه دل سر می‌توان گشتن
  42. شمارهٔ ۵۲۲ ندیده صاحب معنی به روزگار سخن
  43. شمارهٔ ۵۲۳ کجا رسد به تو گل در ادای دل بردن
  44. شمارهٔ ۵۲۴ به آن سرو سهی‌قد یاد صهبا می‌توان کردن
  45. شمارهٔ ۵۲۵ آخرت منظور اگر باشد ز دنیا آمدن
  46. شمارهٔ ۵۲۶ چو به درد خوی کردی به دوا توان رسیدن
  47. شمارهٔ ۵۲۷ بیا به وادی بیداد تخت و چادر زن
  48. شمارهٔ ۵۲۸ شده شرمسار به دوران تو پیمانهٔ حسن
  49. شمارهٔ ۵۲۹ خلقش کند عمارت مهمانسرای حسن
  50. شمارهٔ ۵۳۰ دمی در پای خم سرمان و بحر و بر تماشا کن
  51. شمارهٔ ۵۳۱ به حال عالم افسرده دیده ای تر کن
  52. شمارهٔ ۵۳۲ از چشم خود ای دلبر شایسته حذر کن
  53. شمارهٔ ۵۳۳ سخن اهل دلی را سخن ماست مکن
  54. شمارهٔ ۵۳۴ پیش هر کس شکوه از گردون دون پرور مکن
  55. شمارهٔ ۵۳۵ ای کرده وطن تن، به سوی جان سفری کن
  56. شمارهٔ ۵۳۶ ببر طمع ز زمین، خرقه آسمانی کن
  57. شمارهٔ ۵۳۷ باز تا در جلوه آمد جام صهبا در چمن
  58. شمارهٔ ۵۳۸ مگذر ز راستی و ببین بر کمال من
  59. شمارهٔ ۵۳۹ برقع از رخ برگرفتی آفتاب آمد برون
  60. شمارهٔ ۵۴۰ صبحدم مطلوب چون مست شراب آید برون

متن اشعار به نقل از گنجور.