پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی

حاجب شیرازی

غزلیات

۱۵۱ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ اتی امرالله ای ساقی بیار آن راحت دل‌ها
  2. شمارهٔ ۲ از رخ فکند شاهد واحد نقاب را
  3. شمارهٔ ۳ ای که بس بی خبری عالم انسانی را
  4. شمارهٔ ۴ شنیده ایم که خون کرده ای هدر مارا
  5. شمارهٔ ۵ خواهی ار، روشن کنی ای ماه سیما جمع را
  6. شمارهٔ ۶ تا، به کی گرم کنی رخش قضا جولان را
  7. شمارهٔ ۷ در عدم آئینه بودم روی یار خویش را
  8. شمارهٔ ۸ سیمرغ بهر دانه ای کی صید گردد خام را
  9. شمارهٔ ۹ برناقه بند محمل ای ساربان خدا را
  10. شمارهٔ ۱۰ کم شانه می زن ای صنم آن طره پرتاب را
  11. شمارهٔ ۱۱ صبح عطسه زد یار، با وفا
  12. شمارهٔ ۱۲ ساقی رسان بر، ابروی مردان سلام ما
  13. شمارهٔ ۱۳ خورشید نور، باده و ماه است جام ما
  14. شمارهٔ ۱۴ اگر ای حریف جوئی به صفای دل خدا را
  15. شمارهٔ ۱۵ تا پریشان به رخ آن زلف سمن‌ساست تو را
  16. شمارهٔ ۱۶ چون مدعی از سر ننهی این من و ما را
  17. شمارهٔ ۱۷ تا، به کی خورد بباید غم دانائی را
  18. شمارهٔ ۱۸ جشن ملی است که آرد فرح و شادی را
  19. شمارهٔ ۱۹ در آن مجلس که حرمت نیست می را
  20. شمارهٔ ۲۰ الایا ایها الساقی دع الدنیا و ما فیها
  21. شمارهٔ ۲۱ به حقارت منگر مدعیا ایران را
  22. شمارهٔ ۲۲ سپیده دم بدم کشد اساس اعتبار شب
  23. شمارهٔ ۲۳ نظر از روت کی بردارم امشب
  24. شمارهٔ ۲۴ بود تا صبح مهمان یارم امشب
  25. شمارهٔ ۲۵ برفت آن مه بی مهر از کنار امشب
  26. شمارهٔ ۲۶ پرد، در عرش مرغ جانم امشب
  27. شمارهٔ ۲۷ ای ز سر، تا به قدم ناز و عطیب
  28. شمارهٔ ۲۸ طالع به صبحدم شود، ار با تو آفتاب
  29. شمارهٔ ۲۹ ز چشم ساقی و تاب شراب و بانگ رباب
  30. شمارهٔ ۳۰ ای فلک ببال امروز، وی زمین بناز امشب
  31. شمارهٔ ۳۱ ای خلق همه خلق ز اخلاق تو تذهیب
  32. شمارهٔ ۳۲ ای امم را سر بسر مالک رقاب
  33. شمارهٔ ۳۳ ناصح چو گذشت از سرم آب
  34. شمارهٔ ۳۴ دهر است پر از فتنه و شهر است پرآشوب
  35. شمارهٔ ۳۵ در کاسه دو چشم بود خون دل شراب
  36. شمارهٔ ۳۶ ببین که عشق تو افروخت آتش اندر آب
  37. شمارهٔ ۳۷ صبح شد ساقیان مست و خراب
  38. شمارهٔ ۳۸ عطسه مشکبار زد صبح جهان چو رفت شب
  39. شمارهٔ ۳۹ بر در میکده درویش بنه پای طلب
  40. شمارهٔ ۴۰ زد صبح صادق سر از غیائب
  41. شمارهٔ ۴۱ عصر شیخوخیت افضل باشد از عهد شباب
  42. شمارهٔ ۴۲ روی و موی تو، ای تو رب و رب
  43. شمارهٔ ۴۳ بسته زلف چو زنجیر تو بس شیر نر است
  44. شمارهٔ ۴۴ ز روی، تا مه من زلف پر زتاب گرفت
  45. شمارهٔ ۴۵ نزد ما خوبترین هدیه به عالم ادب است
  46. شمارهٔ ۴۶ آنجا که هست بود تو باد بهار چیست؟
  47. شمارهٔ ۴۷ این جهان جای آرمیدن نیست
  48. شمارهٔ ۴۸ مرا که دل حرم خاص جاودانه توست
  49. شمارهٔ ۴۹ گر جهان دشمن جانند مرا جانان دوست
  50. شمارهٔ ۵۰ دوش در بر داشتم خورشید، ماه آمد گذشت
  51. شمارهٔ ۵۱ هر که زد بر آب و آتش حرق و غرقش باک نیست
  52. شمارهٔ ۵۲ قبله عالم و آدم همه جا کوی من است
  53. شمارهٔ ۵۳ هر آنکه واقف دم نیست بی شک آدم نیست
  54. شمارهٔ ۵۴ در ارض و سما غیر تو شمس و قمری نیست
  55. شمارهٔ ۵۵ معدوم گشت انصاف منسوخ شد مروت
  56. شمارهٔ ۵۶ روشنیم سر تا پا گر زمانه تاریک است
  57. شمارهٔ ۵۷ هر که حق گفت چو منصور نصیبش داراست
  58. شمارهٔ ۵۸ پادشاهان را خبر از عالم درویش نیست
  59. شمارهٔ ۵۹ هر که آمد گل ز باغ زندگانی چید و رفت
  60. شمارهٔ ۶۰ عاشق جانانه از جان بگذرد

متن اشعار به نقل از گنجور.