پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵

نزد ما خوبترین هدیه به عالم ادب است

که ادب مهر ووفا را، به حقیقت حسب است

به ادب کوش و خود از اصل و نسب دور، بدار

همه دانند ادب حاصل اصل و نسب است

یار، افروخته رخ آمد و افراخته قد

ای خوش آن عاشق سرگشته که اندر طلب است

خاک پای عجم امروز، به فرهنگ و کمال

توتیائی است که روشن کن چشم عرب است

هر که را نیست سر عشق مجو، زو ثمری

شجر بی ثمر از روی حقیقت حطب است

مرد را علم و عمل به بود از مال و منال

عبث آنکو که گرفتار پرند و قصب است

خیمه سلطنت فقر کنون گشت بلند

«حاجبا» مژده که هنگام نشاط و طرب است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷این جهان جای آرمیدن نیست
  2. شمارهٔ ۴۸مرا که دل حرم خاص جاودانه توست
  3. شمارهٔ ۴۹گر جهان دشمن جانند مرا جانان دوست
  4. شمارهٔ ۵۰دوش در بر داشتم خورشید، ماه آمد گذشت
  5. شمارهٔ ۵۱هر که زد بر آب و آتش حرق و غرقش باک نیست
  6. شمارهٔ ۵۲قبله عالم و آدم همه جا کوی من است
  7. شمارهٔ ۵۳هر آنکه واقف دم نیست بی شک آدم نیست
  8. شمارهٔ ۵۴در ارض و سما غیر تو شمس و قمری نیست
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.