پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶

آنجا که هست بود تو باد بهار چیست؟

وآنجا که هست موی تو مشک تتار چیست؟

زلف و رخ تو معنی لیل و نهار ماست

با بودن تو گردش لیل و نهار چیست؟

باز آ و پا به دیده خونبار ما گذار

تا گویمت که سرو، چه و جویبار چیست؟

ما اختیار در کف جانان نهاده ایم

مختار چونکه یار بود اختیار چیست؟

شد بی حجاب شاهد ما روبرو بما

باز این بلای هجر و غم انتظار چیست؟

خواهی اگر ز حال دل ما شوی خبر

از لاله پرس کاین جگر داغدار چیست؟

ما روزگار را به غم یار طی کنیم

تا در دل این غم است غم روزگار چیست؟

ما در وصال بی خبریم از غم فراق

تا باده در سبوست بلای خمار چیست؟

«حاجب » چو وصل یار میسر بود ترا

این آه و ناله و فزع انکسار چیست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸مرا که دل حرم خاص جاودانه توست
  2. شمارهٔ ۴۹گر جهان دشمن جانند مرا جانان دوست
  3. شمارهٔ ۵۰دوش در بر داشتم خورشید، ماه آمد گذشت
  4. شمارهٔ ۵۱هر که زد بر آب و آتش حرق و غرقش باک نیست
  5. شمارهٔ ۵۲قبله عالم و آدم همه جا کوی من است
  6. شمارهٔ ۵۳هر آنکه واقف دم نیست بی شک آدم نیست
  7. شمارهٔ ۵۴در ارض و سما غیر تو شمس و قمری نیست
  8. شمارهٔ ۵۵معدوم گشت انصاف منسوخ شد مروت
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.