پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵

معدوم گشت انصاف منسوخ شد مروت

مرفوع شد عدالت مقهور شد فتوت

قانون صلح شد لاش آئین جنگ شد فاش

متروک شد ابوت مخذول شد اخوت

رستم ز عشق گردید بیچاره تر ز گرگین

دست قضا ببندد بازوی پر ز قوت

ای پیک صبح بر خلق آیات صلح برخوان

هی هی از این رسالت به به از این نبوت

از آسمان مسیحا شد بر زمین ممسک

ای روح قدس بگشا بر او در ابوت

«حاجب » به خلق بنما رسم و ره محبت

هم عادت عدالت هم معنی مروت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷هر که حق گفت چو منصور نصیبش داراست
  2. شمارهٔ ۵۸پادشاهان را خبر از عالم درویش نیست
  3. شمارهٔ ۵۹هر که آمد گل ز باغ زندگانی چید و رفت
  4. شمارهٔ ۶۰عاشق جانانه از جان بگذرد
  5. شمارهٔ ۶۱صبح مؤذن چو کرد وصف تو بر بام، داد
  6. شمارهٔ ۶۲چند بباید زدن از داد، داد
  7. شمارهٔ ۶۳دادن جان گرچه بر ابناء عالم شاق بود
  8. شمارهٔ ۶۴تا نسیم صبح، بر جهان وزید
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.