پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸

پادشاهان را خبر از عالم درویش نیست

پادشاهی جز خیال و خواب و مستی بیش نیست

شکوه از دشمن مکن رو، با جهانی دوست باش

دشمنی بدتر تو را، از نفس کافر کیش نیست

صبر من تلخی ز صبر بیش بردارد خواص

گرچه دشمن را، به لب زهریست کاندر نیش نیست

دست کی شوید عدو چون زاهدان از صید عام

گرگ را، بر سر خیالی جز شکار میش نیست

ای مفتش هر چه خواهی عرضه کن در نزد شاه

من اناالحق فاش گویم حاجت تفتیش نیست

جود و همت عصمت و غیرت نشان مردی است

مردی از کفش و کلاه و از سبیل و ریش نیست

بیضه ها بشکست چرخ حقه بازت در کلاه

روی عالم حقه بازی چون تو نادرویش نیست

جاهل ار، نوشت دهدنیش است مستان نوش نیست

کامل ار، نیشت دهد نوش است بستان نیش نیست

رو، به ایران آر کامروز است اندر شهر فارس

طرفه دلداری که در آمریک و در اطریش نیست

قدسیانت طرقو گویند «حاجب » پیش و پس

دور باش نخوتت گر، از پس و از پیش نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰عاشق جانانه از جان بگذرد
  2. شمارهٔ ۶۱صبح مؤذن چو کرد وصف تو بر بام، داد
  3. شمارهٔ ۶۲چند بباید زدن از داد، داد
  4. شمارهٔ ۶۳دادن جان گرچه بر ابناء عالم شاق بود
  5. شمارهٔ ۶۴تا نسیم صبح، بر جهان وزید
  6. شمارهٔ ۶۵صبحدم مغ بچه گان صف در میخانه زدند
  7. شمارهٔ ۶۶ماه من گر طرف کاکل بشکند
  8. شمارهٔ ۶۷چشم تو آهوی ختن پرورد
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.