پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰

عاشق جانانه از جان بگذرد

جان کند قربان جانان بگذرد

دین و ایمان چیست در سودای عشق

عشقباز، از دین و ایمان بگذرد

دردمند عشق کی خواهد طبیب

از علاج درد و درمان بگذرد

زین بساط دهر از یک تندباد

همچنان موری سلیمان بگذرد

کس نخواهد ماند باقی جز خدا

چون گدا یکروز سلطان بگذرد

چون سکندر، از فراق دوستان

خضر نیز از آب حیوان بگذرد

دار، را عیسی گهی رفتی فراز

گه ز داری پور عمران بگذرد

کفر و ایمان صلح کردند و گذشت

کافر است آنکو، به کفران بگذرد

نیست کس انسان پرست و حق پسند

کز بتی بر شکل انسان بگذرد

ظالم ار، سندان بود مظلوم را

تیر آه از سخت سندان بگذرد

ملک ویران، نوجوانان غرق خون

این ستم بر آل سامان بگذرد

شعله آه از جگر سر بر کشید

سیل اشک از دل به دامان بگذرد

هر دهی آباد از دهقان شود

ده خراب افتد چو دهقان بگذرد

«حاجبا» تا صلح کل گیرد رواج

این بلا بر اهل ایران بگذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲چند بباید زدن از داد، داد
  2. شمارهٔ ۶۳دادن جان گرچه بر ابناء عالم شاق بود
  3. شمارهٔ ۶۴تا نسیم صبح، بر جهان وزید
  4. شمارهٔ ۶۵صبحدم مغ بچه گان صف در میخانه زدند
  5. شمارهٔ ۶۶ماه من گر طرف کاکل بشکند
  6. شمارهٔ ۶۷چشم تو آهوی ختن پرورد
  7. شمارهٔ ۶۸پیش بینان همه گفتند کسی می آید
  8. شمارهٔ ۶۹یار آنقدر، به حسن بنازید و ناز کرد
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.