پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸

پیش بینان همه گفتند کسی می آید

بدل او به غلط نیز بسی می آید

یوسفی عصمت و احمد صفتی برخیزد

موسی آیات و مسیحا نفسی می آید

خر سواران همه رفتند چو دجال امروز

مهدئی گرم عنان بر فرسی می آید

حاکم نزع سلاح است بود آمر صلح

این چنین دادگر و دادرسی می آید

بلکه موسی کندش جده و عیسی تنعیم

شحنه آدم اول عسسی می آید

عنکبوتا ندهی تار نبندند قنار

هر طرف بانگ گسستن مگسی می آید

شمس در طور سرایت ز چه تابد، هر صبح

موسی آسا، به امید قبسی می آید

کاروان رفت و در این مرحله گم گشته بسی است

سعی کن تا که صدای جرسی می آید

طایر گلشن جاویدم و اندر نظرم

وسعت کون و مکان چون قفسی می آید

منعما خرمنت ار بگذرد از خرمن ماه

پیش ماش ار نگری چون عدسی می آید

پاکتر ز آینه رخساره دریاست چه باک

بر سر موج اگر خار و خسی می آید

نیست کس عاشق آن شاهد یکتا «حاجب »

نارسی می رود و بوالهوسی می آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰خورشید اگر زانکه به سیمای تو ماند
  2. شمارهٔ ۷۱نمی‌دانم چرا ساقی به کف ساغر نمی‌گیرد
  3. شمارهٔ ۷۲معاشران به خدائیتی ثواب کنید
  4. شمارهٔ ۷۳ای رخت آئینه مظاهر معبود
  5. شمارهٔ ۷۴در لباس کثرت آن سر تا قدم وحدت درآمد
  6. شمارهٔ ۷۵جم باز نظر به جام دارد
  7. شمارهٔ ۷۶دلم چو صعوه به زلف تو آشیان دارد
  8. شمارهٔ ۷۷هر آنکه جامه جان در محبتی بدرید
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.