پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۵

جم باز نظر به جام دارد

وین عیش علی الدوام دارد

کس جم نشود از آنکه جمشید

اهریمن نفس رام دارد

زد جم به سپاه شوم ضحاک

گویا، سر انتقام دارد

مال دگران و عصمت خلق

جمشید به خود حرام دارد

چون کشتن زیردست ننگ است

شمشیرش از آن نیام دارد

این کره توسن فلک را

دلدار، به کف لجام دارد

شاه همه دلبران نامی

امروز بگو، چه نام دارد

خرم بود آن خجسته صحرا

کاین آهوی خوش خرام دارد

آن ماه که زهره اش کنیز است

مریخ و زحل غلام دارد

امروز گدای ره نشین بین

در، دهر، چه احتشام دارد

هر صبح نسیم از آن گل روی

بر مغز جهان پیام دارد

زد صلح علم به عالم از آنک

قیوم سر قیام دارد

هر روی نکو، به شهر دیدم

خوبی ز رخ تو وام دارد

«حاجب » ز پی مدام منزل

در کوی مغان مدام دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷هر آنکه جامه جان در محبتی بدرید
  2. شمارهٔ ۷۸تا دست من ای دوست به دامان تو شد بند
  3. شمارهٔ ۷۹ماه در، ابر بماند چو رخت جلوه نماید
  4. شمارهٔ ۸۰آمد به فرخندگی، روز نجات ابد
  5. شمارهٔ ۸۱گر، رعیت را، به ظاهر لطفِ شه می‌پرورد
  6. شمارهٔ ۸۲آنکه در نثر، به دعوی ید بیضا می‌کرد
  7. شمارهٔ ۸۳هست مرد را، ترک می بعید
  8. شمارهٔ ۸۴مه من تنگتر از پسته خندان دهان دارد
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.