پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳

هست مرد را، ترک می بعید

ویژه روز وصل خاصه صبح عید

اهل جنگ را حکم صلح داد

خالق حمید قادر مجید

نقد صلح را، داد حق رواج

حبذا، از این سکه جدید

وجه کردگار گشت آشکار

گر، به غیب بود مدتی مدید

اهل صلح را، حق دم ممات

بر کفن نوشت مؤمن شهید

گشت بی فروغ آن چنان دروغ

کز جلو گریخت مرشد از مرید

تا سلاح حرب، کس نکرد چرب

رنگ و مشک را، هر چه بد جدید

اهل صلح را، «حاجبا» بگو

عمر کم طویل، عز کم مزید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵همچنان تیر که ناگه ز کمان می‌گذرد
  2. شمارهٔ ۸۶آنکه غایب ز نظر بود عیان می‌گذرد
  3. شمارهٔ ۸۷بر سر خاکم اگر یار گذاری بکند
  4. شمارهٔ ۸۸پرده وهم برانداز بتا، تات ببینند
  5. شمارهٔ ۸۹سرای میکده را گو همیشه باز کنید
  6. شمارهٔ ۹۰گرچه بر پیر و جوان دادن جان شاق آمد
  7. شمارهٔ ۹۱خون من گر خورد آن نوش دهن نوشش باد
  8. شمارهٔ ۹۲دوستان از راستی کم فکر تل و ول کنید
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.