پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۱

خون من گر خورد آن نوش دهن نوشش باد

دل بخون همه آلوده لب نوشش باد

مهر و مه عکس رخ و قامت دلجویش بود

روز و شب آینه زلف بناگوشش باد

ساخت از شمس و قمر آینه طلعت خویش

آفرین بر هنر و زیرکی و هوشش باد

زلف بر دوش بیفکند که از قدرت حسن

بار دلهای پریشان همه بر دوشش باد

دامن عصمت آن کس که ز گل پاکتر است

یاد وصل تو شب و روز در آغوشش باد

خون عاشق به ستم ریختن انصاف نبود

یارب این کینه دیرینه فراموشش باد

در کمین کیست که از آه کند رنجه تنت

بسر تیر قضا زلف زره پوشش باد

هر که چون شمع نخواهد که تو روشن باشی

در غمام ابدی افتد و خاموشش باد

کاوس دهر که سودا به دهرش بفریفت

روی تو آتش و خال تو سیاووشش باد

آنکه فریاد کس او را نرسد هیچ بگوش

پند «حاجب » چو در آویخته گوشش باد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳چه باشد تن گر او را جان نباشد
  2. شمارهٔ ۹۴تا ماه مرا بررخ زلف سیه افشان شد
  3. شمارهٔ ۹۵ای آستانت خلد مخلد
  4. شمارهٔ ۹۶در حق تو کس را سر انکار نباشد
  5. شمارهٔ ۹۷اسیر سنبل زلف تو گلعذارانند
  6. شمارهٔ ۹۸جور اغیار و غم فرقت یار آخر شد
  7. شمارهٔ ۹۹دل آئینه روی خدا شد چه بجا شد
  8. شمارهٔ ۱۰۰جهان جای آرام و راحت ندارد
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.