پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۸

جور اغیار و غم فرقت یار آخر شد

عهد ناکامی عشاق فکار آخر شد

خم بجوش آمد و برخواست ز میخانه خروش

ابشرو، باده کشان دور خمار آخر شد

ساقیا صبحک الله بده جام صبوح

تا بدانند حریفان شب تار آخر شد

تو بمان تازه بهارا که جهان زنده شود

چه غم ار فصل خزان رفت و بهار آخر شد

داشت هر سحر و فسونی فلک شعبده باز

همه از معجز لعل لب یار آخر شد

بلبلان مژده که بشکفت گل تازه به باغ

عهد گلچین بسرآمد غم خار آخر شد

«حاجبا در دل مردان خدا منزل تست

چون دلت آینه روی نگار آخر شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰جهان جای آرام و راحت ندارد
  2. شمارهٔ ۱۰۱مئی که باده وصل تو در، دماغ کند
  3. شمارهٔ ۱۰۲مرا قلم سخن از غیب و علم غیب کند
  4. شمارهٔ ۱۰۳خود را، ز قید هستی، آزاد کرد باید
  5. شمارهٔ ۱۰۴ای آیت مهر، وی معنی داد
  6. شمارهٔ ۱۰۵دو، روز مطرب و ساقی گر اتفاق کنند
  7. شمارهٔ ۱۰۶اوست مولی که ز قید غمت آزاد کند
  8. شمارهٔ ۱۰۷آمد آن کس که جهان را همه ارشاد کند
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.