پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷

آمد آن کس که جهان را همه ارشاد کند

آخرین نامه حق را، زنو انشاد کند

آمد آن شاهسواری که به میدان جهان

دل ز ابدال برد حکم بر، اوتاد کند

آمد آن قادر قیوم که از خامه صنع

عالم و آدم دیگر زنو ایجاد کند

آمد آن کس که سمیع است و علیم است و حکیم

تا، به تأثیر بیان در ره اضداد کند

همه اولاد، ویند، از، زن و مرد اهل جهان

پدر، آمد که مگر رحم به اولاد کند

آمد آن مجمع احسان و مکارم که ز لطف

مرحمت در حق هر فرد، از افراد کند

جبت نمرود، در او لطمه به فرعون زند

خاک غم در، دهن و دیده شداد کند

جام جم تا بخط بصره و بغداد کشد

شطی از، داد، روان در شط بغداد کند

حیدر، از بیشه توحید درآمد که ز عدل

بر، به روبه صفتان حمله چو اجداد کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹هیچ ملکی به شرف کشور ایران نشود
  2. شمارهٔ ۱۱۰در بندِ توام ای بتِ تجریش به دربند
  3. شمارهٔ ۱۱۱شاهدان کار تموچین کرده‌اند
  4. شمارهٔ ۱۱۲زلف را خوبان پر از چین کرده اند
  5. شمارهٔ ۱۱۳حسن تو را، آفتاب و ماه ندارد
  6. شمارهٔ ۱۱۴عمر عزم بی‌وفایی می‌کند
  7. شمارهٔ ۱۱۵شد صبح وصل روشن یا ایها المدثر
  8. شمارهٔ ۱۱۶به می کشان صبحدم داد صلا پیر دیر
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.