پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۶

به می کشان صبحدم داد صلا پیر دیر

که ای صبوحی کشان صبح سعادت بخیر

باده وحدت کشید تا که بخود پی برید

چون ز، دوئی بگذرید نیست در این دیر غیر

سیر در آفاق کن تا که به انفس رسی

نفس نفیسی بجو کامل از او ساز سیر

خلقت سیمرغ کرد همت والای ما

زاده مریم بساخت اربشب تیره طیر

زنده جاوید باش کز عقب موت تن

زحمت مردن دوبار تا نکشی چون عزیر

رو، به پناه کسی تا که تو هم کس شوی

ورنه که بودی بلال یا ز کجا بد بریر

ای علی الله یا باش تو درویش کیش

چونکه ز نصرانی است ملت و کیش نصیر

آنکه بود یار ما کی شود اغیار ما

فی المثل اغیار ما طلحه بود یا زبیر

با همه در صلح کل دست ده و دست گیر

تا که شود از تو نو عادت این کهنه دیر

«حاجب » درویش را کی شود آن کس حریف

کو نشناسد به عمر لفظ حمار از حمیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۸دلدار دوست ترک سفر کرد ساز باز
  2. شمارهٔ ۱۱۹ای لعل تو شیرین و بیان تو شکرریز
  3. شمارهٔ ۱۲۰مطبوع اگر که مال بود جان اگر عزیز
  4. شمارهٔ ۱۲۱مستانه بسر میکده را در زده ای باز
  5. شمارهٔ ۱۲۲ساقی شب زنده دار وقت صبوح است خیز
  6. شمارهٔ ۱۲۳ناز تو کشیم ای ز سر تا قدمی ناز
  7. شمارهٔ ۱۲۴چهره بر افروخت دلارام باز
  8. شمارهٔ ۱۲۵اگرچه رشته مشروطه را سری است دراز
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.