پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۹

ای لعل تو شیرین و بیان تو شکرریز

شیدای تو عالم همه چون خسرو پرویز

ای باربد وقت نکیسا صفت امروز

در کاسه بربط شکر و شهد درآمیز

نقاشی شاپور ز عکست به هدر رفت

شیرین بود از صورت پرویز به پرهیز

چشمت ز صفت مژده عشاق جگر خون

کرد آنچه نکرده است به کس لشگر چنگیز

روی تو و موی تو بود دام دل خلق

از موی، دل آویزی و، و ز روی دل انگیز

از صلح زمین صیت تو موعود شد امروز

طوبی قدمن باده کوثر به قدح ریز

لقمان به زبان صحت امراض شفا داد

می کرد چو گل قند لبت بر همه تجویز

شد صبح دوم ساقی شب، خیز خدا را

همرنگ شفق باده به هنگام فلق ریز

نفس هوس انگیز، ادب کن به ریاضت

این اسب هرون رام کن از قمچی و مهمیز

زد آتش تبریز به جانها شرر امروز

چون ساغر دلها همه از خون شده لبریز

«حاجب » سخنت صدق و کلامت حق و خود حق

هی هی ز چنین دانش و این نطق دلاویز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۱مستانه بسر میکده را در زده ای باز
  2. شمارهٔ ۱۲۲ساقی شب زنده دار وقت صبوح است خیز
  3. شمارهٔ ۱۲۳ناز تو کشیم ای ز سر تا قدمی ناز
  4. شمارهٔ ۱۲۴چهره بر افروخت دلارام باز
  5. شمارهٔ ۱۲۵اگرچه رشته مشروطه را سری است دراز
  6. شمارهٔ ۱۲۶تو هر چه ناز کنی ما اگر کنیم نیاز
  7. شمارهٔ ۱۲۷قبله آزادگان ابروی جانان است و بس
  8. شمارهٔ ۱۲۸مسلم است مرا فقر و نعمت افلاس
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.