پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۵

اگرچه رشته مشروطه را سری است دراز

بیا، به کوتهی ای چرخ کینه جو پرداز

ببین به ساحت ری کز نهیب توپ و تفنگ

تگرگ مرگ، زا بر بلا ببارد باز

به کوه هیکل خاصان ببین فراز و نشیب

به دشت پیکر خوبان نگر نشیب و فراز

زمین چو، سروستان گشت یا چو لاله ستان

ز قد و خد جوانان عاشق جانباز

به نعش تازه جوانان ببین به دامن دشت

به گردشان چو نوابغ غراب و کرکس و باز

حجازیان پس از این قبله گاه خود سازید

زمین روح فزای مقدس شیراز

ز فرق تا به قدم در حقیقتیم غریق

چه غم که گمشدگانند در طریق مجاز

تو ای همای همایون نهاد عنقافر

چرا، از این قفس تن نمیکنی پرواز

نیازمند تواند اهل راز میدانی

نیاز بر همه زیباست بر تو عشوه و ناز

شکار «حاجب » اگر نیست مدعی غم نیست

زهر شکار بود سخت تر شکار گراز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۷قبله آزادگان ابروی جانان است و بس
  2. شمارهٔ ۱۲۸مسلم است مرا فقر و نعمت افلاس
  3. شمارهٔ ۱۲۹ما را نبود شکوه ز آلمان گله از روس
  4. شمارهٔ ۱۳۰امشب بخواب ناز مگر رفته این خروس؟
  5. شمارهٔ ۱۳۱در دو عالم جلوه گر نور رخ یاراست و بس
  6. شمارهٔ ۱۳۲پیر مغان بر در میخانه دوش
  7. شمارهٔ ۱۳۳اگر خونم خورَد جانان نخواهم کرد من ترکش
  8. شمارهٔ ۱۳۴رسم ایران است یا اهل فرنگ
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.