پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۰

امشب بخواب ناز مگر رفته این خروس؟

تا کی به درد و غم کنم امشب کنار وبوس؟

نوبت زن زمانه بخواب است یا خمار؟

یا نای برشکسته و یا بر دریده کوس؟

تا سندروس بر شبه افشاند چرخ ریخت

بیچاره اشکم از دو رخ همچو سندروس

ای صبح صادقاز افق غیب کن طلوع

تا نگذرد خدنگ تهمتن بر اشکبوس

امروز، بر، دریچه صبح است پیک صلح

در، روم و هندوچین و فرنگ و پروس و روس

صبح است صبح، ساقی شب زنده دار خیز

می ده مخواه عمر گرانمایه برفسوس

کام کسی نداد عروس جهان و ما

برداشتیم مهر بکارت از این عروس

ما ملک جم به یک تن تنها گرفته ایم

بی سعی زال و رستم و گودزر و گیو، و طوس

رو، قدر وقت دان و غنیمت شمار عمر

بگذر ز چرخ سفله و دوران چاپلوس

«حاجب » بر آن سرم که به چوگان راستی

بس گوی عاج گیرم از این چرخ آبنوس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۲پیر مغان بر در میخانه دوش
  2. شمارهٔ ۱۳۳اگر خونم خورَد جانان نخواهم کرد من ترکش
  3. شمارهٔ ۱۳۴رسم ایران است یا اهل فرنگ
  4. شمارهٔ ۱۳۵خورشید معرفت زد سر بر ز مشرق دل
  5. شمارهٔ ۱۳۶ما خرابات نشینان همه همرنگ همیم
  6. شمارهٔ ۱۳۷زاغ و لاغ شب در سفیده دم
  7. شمارهٔ ۱۳۸تیر ملامتت به بین بسکه نشسته بر دلم
  8. شمارهٔ ۱۳۹ای سرو جهان، بازآ به چمن
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.