پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۸

تیر ملامتت به بین بسکه نشسته بر دلم

کیست که متصل کند ضربت شست قاتلم

خصم کند خراب اگر خلوت قدس یار را

باز شود عمارت این هیکل اعظم از گلم

من بسر ره افکند سایه همای همتم

چند به خاک و خون طپد طایر روح بسملم

حاصل کذب مدعی سیم و زر است و نقل و می

کشته ماست صدق از آن خون دل است حاصلم

باز سفید و حدتم شیر سیاه کثرتم

خوف نه از مَرّاد دم ، بیم نه از سلاسلم

گر توبه حسن و دلبری از هه خلق برتری

من به فنون عاشقی از همه دور کاملم

کشتی عزم مدعی غرق یم فنا بود

من که شکسته کشتیم حافظ بحر و ساحلم

برمه و آفتاب از مینگرم که بگذرد

آینه وار می رود روی تو از مقابلم

عزم تو «حاجبا» دهد نظم جهان و گویدا

آیت رحمتم از آن بر همه خلق نازلم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۰نسیم صبح توئی جبرئیل نام از من
  2. شمارهٔ ۱۴۱یکه تازا خنگ عزم امروز در میدان فکن
  3. شمارهٔ ۱۴۲نسیم صبح به عالم زمن سلام رسان
  4. شمارهٔ ۱۴۳شد فصل دی و صفای بستان
  5. شمارهٔ ۱۴۴ای مست عالم سوز من شد مستی از چشمت عیان
  6. شمارهٔ ۱۴۵ای تذرو خوش خرام ای طوطی شکرشکن
  7. شمارهٔ ۱۴۶خیزید شمع وحدت روشن کنید روشن
  8. شمارهٔ ۱۴۷جام جهان بین جم به طالع میمون
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.