پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۹

ای سرو جهان، بازآ به چمن

تا سرو روَد، در سجده چو من

با قد و رُخت، مانند خجل

هم سرو سهی، هم تازه سمن

مشتاق تواند با عجز و نیاز

هر تازه‌جوان، هر پیرِ کهن

در مصر جمال دارد مه من

بس یوسف مصر، در چاره ذقن

تابنده رُخت، در شرق نتافت

در عالم جان، در ملک بدن

مرهون لب و دندانِ تواند

هر لعل بدخش، هر دُرِ عدن

بی‌بهره نماند از حسن تو کس

نی شیخ و نه شاب، نی مرد و نه زن

مقتول تو باد، محبوب جهان

نامت چو نوشت، با خون به کفن

ای جوهر فرد، در شیشهٔ جان

وی زر عیار، در بوتهٔ تن

هر معجزه‌ای‌ست، از علم و بیان

ریزی چو درر، از درج دهن

آزادی گل از طینت توست

ای ماه زمین! وی شاه زمن!

شد کشو دل، تسخیر، تو را

ناشسته لبت، مادر زلبن

سحری‌ست ببین، در خامهٔ تو

منسوخ‌گرِ احکام و سنن

استاد بود «حاجب» ز قدم

بر اهل کمال، در باب سخن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۱یکه تازا خنگ عزم امروز در میدان فکن
  2. شمارهٔ ۱۴۲نسیم صبح به عالم زمن سلام رسان
  3. شمارهٔ ۱۴۳شد فصل دی و صفای بستان
  4. شمارهٔ ۱۴۴ای مست عالم سوز من شد مستی از چشمت عیان
  5. شمارهٔ ۱۴۵ای تذرو خوش خرام ای طوطی شکرشکن
  6. شمارهٔ ۱۴۶خیزید شمع وحدت روشن کنید روشن
  7. شمارهٔ ۱۴۷جام جهان بین جم به طالع میمون
  8. شمارهٔ ۱۴۸ای قبله مه رویان برقع به عذار افکن
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.