پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۸

ای قبله مه رویان برقع به عذار افکن

بر آئینه خورشید عکس شب تارافکن

خوب است بپوشی رو، از چشم بداندیشان

برقرص قمر گردی از مشک تتار افکن

نی نی که همه نوری تابنده بهر جوری

از پرده درآ، جانا برقع به کنار افکن

بشگفت گل رویت مستانه به گلشن آی

منت به گلستان نه رونق به بهار افکن

دشمن به کمین ما چون هند جگرخوار است

لختی ز جگر ایدل پیش سگ هار افکن

ای مقصد درویشان بگذر ز بداندیشان

خورشید صفت پرتو بر هر خس و خارافکن

«حاجب » ز سبو در جام هان باده وحدت ریز

وانگه نظری از لطف بر باده گسار افکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۰از پرتو عکس رخت، افتاده بر طرف چمن
  2. شمارهٔ ۱۵۱سنجند اگر قدرت حسنت به ترازو
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.