پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۷

جام جهان بین جم به طالع میمون

پر می وحدت کنم ز خم فلاطون

خم فلاطون و جام جم به چه ارزد

هر چه بود جام دل ز جوهر مکنون

گل به چه ارزد چو باشد آن رخ زیبا

سرو چه باشد چو بالد آن قد موزون

سرو بنالد به باغ و گل نشود باز

با قد موزون و آن دو گونه گلگون

بسته عشق تو را به سلسله غم نیست

طره لیلی است عقد گردن مجنون

نام نکو مایه تجارت دنیاست

کس نشود از چنین معامله مغبون

چونکه تجارت به من ز تیغ متاع است

عقل مبیع است و جان به حسن تو مرهون

مهر تو با آب و خاک پاک عجین است

ای همه تریاکیت ز نشئه معجون

شهرت سیل سرشکم از غم عشقت

ساحل سیحون گرفت و ساحل جیحون

تشنگی عالمی به آب زلال است

تشنگی اهل دل به شربت قانون

لجه مواج طبع «حاجب » واجب

ریخت همی بر کنار لؤلؤ مخزون

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۹پیش قدت، ای بت شیرین بیان
  2. شمارهٔ ۱۵۰از پرتو عکس رخت، افتاده بر طرف چمن
  3. شمارهٔ ۱۵۱سنجند اگر قدرت حسنت به ترازو
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.