پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۰

از پرتو عکس رخت، افتاده بر طرف چمن

یکجا صبا یکجا خزان یکجا گل ویکجا سمن

برقع ز عارض برگشا تا عالمی شیدا کنی

جمعی ز مو برخی زرو، خلق از لب و من از دهن

چون در تبسم می روی از فرقتت گم می کند

سوسن زبان قمری فغان بلبل نوا طوطی سخن

هر گه که بر خیزی بپا بر گرد سر می گرددا

شمع از زمین مه از سما روح از تن و جان از بدن

افتاده بر طرف چمن از خرمی های رخت

آب از روش باد از طپش ریگ از گل و حالت زمن

دانم زمن رنجیده ای ای نازنین خونم بریز

این خنجر و این حنجرم این هم من و این هم کفن

از وصف آن شیرین زبان پرسید «حاجب » گفتمش

رخساره مه ابرو کمان زلفان سیه چشمان ختن

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.