پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۷

زاغ و لاغ شب در سفیده دم

خفت وزد به دم جفت زد به دم

کس ندیده بود، تاکنون کند

از غزال رام، گرگ هار رم

وقت الصبوح راح فی القلوب

پای خم بخم زیر گل به چم

روبها برو کر بزی بهل

کامد از عرب حیدر عجم

مدعی، تو را با بیان چکار

تا بکی زنی پیش ما، منم

سم اژدرم نیش چون زند؟

عقربم ز دم، افعیم ز دم

چیره شد به جنگ، صلح زین سپس

تیغها کشد در نیام نم

چارده خط است در کدوی ما

هر یکی به از هفت جام جم

پیش جام ما است، رهن جاودان

رخت و بخت کی تخت و تاج جم

عزم و جزم تو «حاجبا» برید

هم ز پیل پی هم ز شیر شم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۹ای سرو جهان، بازآ به چمن
  2. شمارهٔ ۱۴۰نسیم صبح توئی جبرئیل نام از من
  3. شمارهٔ ۱۴۱یکه تازا خنگ عزم امروز در میدان فکن
  4. شمارهٔ ۱۴۲نسیم صبح به عالم زمن سلام رسان
  5. شمارهٔ ۱۴۳شد فصل دی و صفای بستان
  6. شمارهٔ ۱۴۴ای مست عالم سوز من شد مستی از چشمت عیان
  7. شمارهٔ ۱۴۵ای تذرو خوش خرام ای طوطی شکرشکن
  8. شمارهٔ ۱۴۶خیزید شمع وحدت روشن کنید روشن
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.