پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۶

ما خرابات نشینان همه همرنگ همیم

در نهان عین وجودیم و به ظاهر عدمیم

کارفرمای بلاعزل قضا و قدریم

راه پیمای بیابان حدوث و قدمیم

بسر مرده دلان و به ره گمشدگان

خضر فرخ قدم و عیسی فرخنده دمیم

کو سکندر چه شد آئینه کجا جم کو جام؟

ما، هم آئینه اسکندر، و هم جام جمیم

واقف سر وجودیم و به گیتی سمریم

عالم علم علیمیم و به عالم علمیم

گر گدائیم و فقیریم و پریشان و حقیر

منبع جود و عطا بحر سخا و کرمیم

«حاجب » آسا دو سه جام از می توحید زدیم

زانکه درویش نکوکیش همایون رقمیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۸تیر ملامتت به بین بسکه نشسته بر دلم
  2. شمارهٔ ۱۳۹ای سرو جهان، بازآ به چمن
  3. شمارهٔ ۱۴۰نسیم صبح توئی جبرئیل نام از من
  4. شمارهٔ ۱۴۱یکه تازا خنگ عزم امروز در میدان فکن
  5. شمارهٔ ۱۴۲نسیم صبح به عالم زمن سلام رسان
  6. شمارهٔ ۱۴۳شد فصل دی و صفای بستان
  7. شمارهٔ ۱۴۴ای مست عالم سوز من شد مستی از چشمت عیان
  8. شمارهٔ ۱۴۵ای تذرو خوش خرام ای طوطی شکرشکن
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.