پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۵

خورشید معرفت زد سر بر ز مشرق دل

تا کی به خواب نازی یا ایهاالمزمل

ای عشق این چه سوداست کز یک کرشمه تو

در زیر تیغ بوسد مقتول دست قاتل

در مکتب حقیقت داند ادیب عشقش

جاهل اگر نخواند سرمشق پیر کامل

کشتی تن شکستیم از ناخدا برستیم

ما غرق بحر عشقیم ای خفتگان ساحل

از قید و بند ما را ای مدعی مترسان

پیریم در محافل شیریم در سلاسل

خورشید و ماه با هم تابند این عجب نیست

گویا نهاده جانان آئینه در مقابل

هر کس بدین نمط گفت شعر ملیح و دلکش

از «حاجبش » بگوئید لله در قائل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۷زاغ و لاغ شب در سفیده دم
  2. شمارهٔ ۱۳۸تیر ملامتت به بین بسکه نشسته بر دلم
  3. شمارهٔ ۱۳۹ای سرو جهان، بازآ به چمن
  4. شمارهٔ ۱۴۰نسیم صبح توئی جبرئیل نام از من
  5. شمارهٔ ۱۴۱یکه تازا خنگ عزم امروز در میدان فکن
  6. شمارهٔ ۱۴۲نسیم صبح به عالم زمن سلام رسان
  7. شمارهٔ ۱۴۳شد فصل دی و صفای بستان
  8. شمارهٔ ۱۴۴ای مست عالم سوز من شد مستی از چشمت عیان
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.