پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۴

رسم ایران است یا اهل فرنگ

با بدان یکرنگ و با خوبان دورنگ

با بدان خوبی و با خوبان بدی

شیوه گرگ است و رفتار پلنگ

شهرت درویشی و دام و کمند

نام فقر و وضع ششلول و تفنگ

کیست آن درویش کودارد گذشت

از زنان شوخ و وز طفلان شنگ

کیست آن درویش کو، هرگز نبود

در پی . . . فراخ و . . . تنگ

ای بسا اسب همایون تیزتک

روز پیری کمتر از یابوی لنگ

دوستان را دشمن ناموس و نام

دشمنان را دوست با ادبار ننگ

ای بسا بهمن بکام اژدها

وی بسا یونس گرفتار نهنگ

دانمت آخر پشیمان می شوی

پای امیدت خورود روزی بسنگ

نیست این آئین درویشی حق

کار الواط است این کار جفنگ

هر که خود نشناخت نشناسد خدا

بنده نفس است و خودخواه و دورنگ

شخص نابینا نبیند راه و چاه

هر چه داند خویش را چست و زرنگ

می نشاید غره شد «حاجب » به خویش

بخت چون برگشت زد آئینه زنگ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۶ما خرابات نشینان همه همرنگ همیم
  2. شمارهٔ ۱۳۷زاغ و لاغ شب در سفیده دم
  3. شمارهٔ ۱۳۸تیر ملامتت به بین بسکه نشسته بر دلم
  4. شمارهٔ ۱۳۹ای سرو جهان، بازآ به چمن
  5. شمارهٔ ۱۴۰نسیم صبح توئی جبرئیل نام از من
  6. شمارهٔ ۱۴۱یکه تازا خنگ عزم امروز در میدان فکن
  7. شمارهٔ ۱۴۲نسیم صبح به عالم زمن سلام رسان
  8. شمارهٔ ۱۴۳شد فصل دی و صفای بستان
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.