پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۱

در دو عالم جلوه گر نور رخ یاراست و بس

جمله اشیاء تجلی گاه دلدار است و بس

سینه سیناست، عالم نور حق طالع در اوست

هر که را بینم چو موسی محو دیدار است و بس

معنی قرآن بود مکتوم اندر با، بسم

نقطه فی تحتها خال لب یار است و بس

دوش از پیر مغان پرسیدم از سر وجود

گفت ازخم پرس کو دانای اسرار است و بس

عارفان مست می دیدار و ما مست وصال

در میان جمع امشب شمع هشیار است و بس

یوسف معنی برآمد بر سر بازارها

هر کجا بینم هیاهوی خریدار است وبس

هر کسی آثار نیکوئی در این عالم نهاد

شعر شورانگیز ما فرخنده آثار است و بس

«حاجب » از مستی اناالحق می زند منصور وار

چاره دیوانه بی‌باک را دار است و بس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۳اگر خونم خورَد جانان نخواهم کرد من ترکش
  2. شمارهٔ ۱۳۴رسم ایران است یا اهل فرنگ
  3. شمارهٔ ۱۳۵خورشید معرفت زد سر بر ز مشرق دل
  4. شمارهٔ ۱۳۶ما خرابات نشینان همه همرنگ همیم
  5. شمارهٔ ۱۳۷زاغ و لاغ شب در سفیده دم
  6. شمارهٔ ۱۳۸تیر ملامتت به بین بسکه نشسته بر دلم
  7. شمارهٔ ۱۳۹ای سرو جهان، بازآ به چمن
  8. شمارهٔ ۱۴۰نسیم صبح توئی جبرئیل نام از من
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.