پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۶

تو هر چه ناز کنی ما اگر کنیم نیاز

نیازمند تو هستیم ناز میکن ناز

ز کعبه راه به کوی تو می توان بردن

از آنکه قنطره ای بر حقیقت است مجاز

حدیث عشق بر پیر عقل بردم دوش

چنان بخویش فرو رفت کش ندیدم باز

تو، باز حسن پراندی و من کبوتر دل

کبوتری که رود سوی باز ناید باز

تو گر، به حسن و جمالی ز جمع خوبان فرد

منم ز فضل و معانی زعاشقان ممتاز

شب فراق ز زلف تو شکوه خواهم کرد

که روز وصل بسی کوته است و قصه دراز

تو ای عشق نبدر است کوزند آن ترک

هزار شور برانگیزد از عراق و حجاز

گذشت ناوک نازش مرا ز جوشن جان

فغان ز دست کمان ابروان تیرانداز

نبات «زند» به مازندران شده است شکر

ز شهد شعر شکرریز «حاجب » شیراز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۸مسلم است مرا فقر و نعمت افلاس
  2. شمارهٔ ۱۲۹ما را نبود شکوه ز آلمان گله از روس
  3. شمارهٔ ۱۳۰امشب بخواب ناز مگر رفته این خروس؟
  4. شمارهٔ ۱۳۱در دو عالم جلوه گر نور رخ یاراست و بس
  5. شمارهٔ ۱۳۲پیر مغان بر در میخانه دوش
  6. شمارهٔ ۱۳۳اگر خونم خورَد جانان نخواهم کرد من ترکش
  7. شمارهٔ ۱۳۴رسم ایران است یا اهل فرنگ
  8. شمارهٔ ۱۳۵خورشید معرفت زد سر بر ز مشرق دل
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.