پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴

چهره بر افروخت دلارام باز

تا برد از اهل دل آرام باز

عشق درخشید و جهانگیر شد

عقل در افتاد به سرسام باز

معنی جم آیت جامیم باز

جام دل ماست بده جام باز

دانه فشان تاک گل تک نشین

تا رهی از ذلت ایام باز

روز وصال است غنیمت شمر

تا نکشد کار به پیغام باز

نفس دعا پیشه خود رام کن

تا شودت خنک فلک رام باز

قوت بازوی تو انصاف نیست

چند دوی از پی انعام باز

بیضه مرغ همه عصفور شد

باز بود بیضه اسلام باز

دام ز راه همه برداشتند

دانه میفشان و منه دام باز

«حاجب » ما قبله اهل دعاست

حاجب ما باش و بجو نام باز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۶تو هر چه ناز کنی ما اگر کنیم نیاز
  2. شمارهٔ ۱۲۷قبله آزادگان ابروی جانان است و بس
  3. شمارهٔ ۱۲۸مسلم است مرا فقر و نعمت افلاس
  4. شمارهٔ ۱۲۹ما را نبود شکوه ز آلمان گله از روس
  5. شمارهٔ ۱۳۰امشب بخواب ناز مگر رفته این خروس؟
  6. شمارهٔ ۱۳۱در دو عالم جلوه گر نور رخ یاراست و بس
  7. شمارهٔ ۱۳۲پیر مغان بر در میخانه دوش
  8. شمارهٔ ۱۳۳اگر خونم خورَد جانان نخواهم کرد من ترکش
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.