پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۰

مطبوع اگر که مال بود جان اگر عزیز

این هر دو را به پای یکی مرد فرد ریز

در صد هزار مصر عزیزی، از آن تو راست

یوسف به دل غلام و زلیخا به جان کنیز

دنیا عجوزه ایست نیرزد نگاه را

آرد عروس کاوس و پرویز اگر جهیز

از جعد مشگبار تو خیزد مگر نسیم

که هر سحر عبیر فشانست و مشگ بیز

با ترک چشم مست تو، ابرو، بناز گفت

کندی مکن که تکیه گه تست تیغ تیز

برچیده مرغ همت ما دانه ها درشت

چون شد درشت دانه هم از ماست خورد و ریز

بر اعتدال قد تو از سرکشی سزد

تا، سرو، را بنشانی بپای خیز

از نور صبح، ظلمت شب رفع شد، ندیم

برخیز و می بریز که برخواست رستخیز

کاسد متاع حسن به عهد تو شد چنانک

صد یوسف و بشیر نیرزد به یک عزیز

«حاجب » به عین فقر مریز آبروی خویش

بر پای هر مخنث بی آبروی هیز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۲ساقی شب زنده دار وقت صبوح است خیز
  2. شمارهٔ ۱۲۳ناز تو کشیم ای ز سر تا قدمی ناز
  3. شمارهٔ ۱۲۴چهره بر افروخت دلارام باز
  4. شمارهٔ ۱۲۵اگرچه رشته مشروطه را سری است دراز
  5. شمارهٔ ۱۲۶تو هر چه ناز کنی ما اگر کنیم نیاز
  6. شمارهٔ ۱۲۷قبله آزادگان ابروی جانان است و بس
  7. شمارهٔ ۱۲۸مسلم است مرا فقر و نعمت افلاس
  8. شمارهٔ ۱۲۹ما را نبود شکوه ز آلمان گله از روس
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.