پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲

ساقی شب زنده دار وقت صبوح است خیز

باده همرنگ صبح جم شو، در جام ریز

معنی یوسف توئی، از چه زندان در آی

ای مه کنعان حسن در همه مصری عزیز

کیستی ای ذات غیب کت زقدم بوده است

موسی و عیسی غلام مریم و هاجر کنیز

در ره عشقت مرا نیست غم جان و دل

گر شود این ریش ریش ور شود آن ریز ریز

در پی دنیا مرو غافل و احمق مشو

کز جلو آمال تست وز عقب افعال نیز

ز صنع طباخ طبع ببین به سطح زمین

چیده چنان میزبان ظلمت ایوان به میز

جان پی دنیا مکن قانع و درویش باش

که گنج قارون بود پیش تو کم از پشیز

روی چو «حاجب » ز ما ای بت یکتا مپوش

خاک سیه بیش از این بر سر یاران مریز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۴چهره بر افروخت دلارام باز
  2. شمارهٔ ۱۲۵اگرچه رشته مشروطه را سری است دراز
  3. شمارهٔ ۱۲۶تو هر چه ناز کنی ما اگر کنیم نیاز
  4. شمارهٔ ۱۲۷قبله آزادگان ابروی جانان است و بس
  5. شمارهٔ ۱۲۸مسلم است مرا فقر و نعمت افلاس
  6. شمارهٔ ۱۲۹ما را نبود شکوه ز آلمان گله از روس
  7. شمارهٔ ۱۳۰امشب بخواب ناز مگر رفته این خروس؟
  8. شمارهٔ ۱۳۱در دو عالم جلوه گر نور رخ یاراست و بس
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.