پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸

دلدار دوست ترک سفر کرد ساز باز

یا رب بوصل او سبب خیر ساز باز

ساز سفر به شهر صفر کرد باز یار

ای کاش باز از سفر آید صحیح و ساز

کوته چو روز وصل بود سال و ماه عمر

شرح غم تو و شب هجران بود دراز

ساقی تو باز کن سر مینا که بازگشت

ابواب عدل باز و ره جنگ و کین فراز

در کعبه ایم و مرحله پیمای کوی تو

مستغرق حقیقت و آلوده مجاز

چشم سیاه مست تو یغمای دین کند

آری به ترک می سزد آئین ترکتاز

محراب ابروان بنما پیش عاشقان

تا کس به قبقبه نبرد بعد از این نماز

منسوخ شد جراز و محن در زمان تو

ای عارض تو همچو محن ابروان جراز

رخ برفروخت لاله، تو رخ نیز برفروز

قد برفراخت سرو تو قد باز برفراز

«حاجب » نیازمند تو را کبر و ناز نیست

نازت کشم از آنکه توئی قبله نیاز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰مطبوع اگر که مال بود جان اگر عزیز
  2. شمارهٔ ۱۲۱مستانه بسر میکده را در زده ای باز
  3. شمارهٔ ۱۲۲ساقی شب زنده دار وقت صبوح است خیز
  4. شمارهٔ ۱۲۳ناز تو کشیم ای ز سر تا قدمی ناز
  5. شمارهٔ ۱۲۴چهره بر افروخت دلارام باز
  6. شمارهٔ ۱۲۵اگرچه رشته مشروطه را سری است دراز
  7. شمارهٔ ۱۲۶تو هر چه ناز کنی ما اگر کنیم نیاز
  8. شمارهٔ ۱۲۷قبله آزادگان ابروی جانان است و بس
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.