پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۴

عمر عزم بی‌وفایی می‌کند

روز و شب مشق جدایی می‌کند

می‌گریزد عقل از میدان عشق

باز، در ما، خودستایی می‌کند

مست و مخمور است زاهد روز و شب

باز عرض خودستایی می‌کند

هرکه در مسجد رود بیند به چشم

کور و کوری رهنمایی می‌کند

درگه پیر مغان می‌بوس از آنک

شاه در این در گدایی می‌کند

این دلیری بین که آن زیبا صنم

از جهانی دلربایی می‌کند

بنده پیر خرابات از غلو

بر همه عالم خدایی می‌کند

دیو، را مشروطه چون برداشت بند

چون سلیمان خودستایی می‌کند

طفلک نادان نارس را ببین

دعوی علم رسایی می‌کند

عشوه دنیا مخر کاین نوعروس

زود ترک آشنایی می‌کند

هست پست افتاده پس ماندگان

ادعای پیشوایی می‌کند

دشمن بدخواه و بی‌کردار ما

بی‌حجابی، بی‌حیایی می‌کند

پای نه بر چرخ کان دهقان پیر

بره و گاوت فدایی می‌کند

طبع «حاجب» بحر و فلکش فکرت است

خوب فهمش ناخدایی می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۶به می کشان صبحدم داد صلا پیر دیر
  2. شمارهٔ ۱۱۷روز جشن جم و هان نوبت جامست امروز
  3. شمارهٔ ۱۱۸دلدار دوست ترک سفر کرد ساز باز
  4. شمارهٔ ۱۱۹ای لعل تو شیرین و بیان تو شکرریز
  5. شمارهٔ ۱۲۰مطبوع اگر که مال بود جان اگر عزیز
  6. شمارهٔ ۱۲۱مستانه بسر میکده را در زده ای باز
  7. شمارهٔ ۱۲۲ساقی شب زنده دار وقت صبوح است خیز
  8. شمارهٔ ۱۲۳ناز تو کشیم ای ز سر تا قدمی ناز
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.