پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۴

ای آیت مهر، وی معنی داد

ایزد ز کرم داد همه داد

از، زلف و رخت پیدا و عیان

هم صبح امید هم شام مراد

ای عمر ابد با عمر تو کم

چون صبح ازل در عهد تو داد

گرگ اجل است صیاد امل

در گله تو این گرگ مباد

عزم تو نهاد بنیاد جمال

ای پاک سرشت وی نیک نهاد

ای مادر دهر بعد از تو عقیم

کز مادر دهر کس چون تو نزاد

«حاجب » به جهان کس غیر تو نیست

آسوده و خوش دانا دل و راد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۶اوست مولی که ز قید غمت آزاد کند
  2. شمارهٔ ۱۰۷آمد آن کس که جهان را همه ارشاد کند
  3. شمارهٔ ۱۰۸عقل کل تا، به قدم از من و از ما دم زد
  4. شمارهٔ ۱۰۹هیچ ملکی به شرف کشور ایران نشود
  5. شمارهٔ ۱۱۰در بندِ توام ای بتِ تجریش به دربند
  6. شمارهٔ ۱۱۱شاهدان کار تموچین کرده‌اند
  7. شمارهٔ ۱۱۲زلف را خوبان پر از چین کرده اند
  8. شمارهٔ ۱۱۳حسن تو را، آفتاب و ماه ندارد
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.